The Lord of The Stories |
در پست قبلی با جهان های نه گانه آشنا شدیم و اکنون، به ایگدراسیل که آنها را به هم پیوند می زند می پردازیم:
ایگدراسیل

از آن به عنوان درخت جهان نیز یاد می شود و درخت زبان گنجشگ عظیمی است که جهان های نه گانه را به هم متصل می سازد و به همین جهت ستون و پایه ی اصلی گیتی به شمار رفته است.
از نگاه ریشه شناسی، ایگ به معنای مخوف و دراسیل به معنای اسب است. پس، معنای استنباط شده از ایگدراسیل را "اسب یگانه ی مخوف" (The terrible one's steed) دانسته اند. یگانه ی مخوف اشاره به اودین دارد. اسب اودین به فداکاری خدای خدایان اشاره دارد که برای آگاهی از الفبای رون (ن) رنج نه شبانه روز آویخته شدن از درخت جهان را به جان خرید.
این فداکاری اودین برای دانستن الفبا و سپس، از دست دادن چشمش برای دستیابی به دانش گیتی برخی صاحبنظران را به این فکر انداخته است که سرایندگان افسانه ی مسیح علاوه بر میترایسم از اساطیر نورس نیز بهره گرفته اند! البته مسیحی که در قرآن از آن یاد شده کاملاْ با مسیح مجعول غربی تفاوت دارد و از لحاظ ریشه شناسی به میشیا که از نام های میتراست شباهت دارد.
در زیر ریشه های ایگدراسیل قلمروهای آسگارد، یوتون هایم و نیفل هایم قرار دارند. در پای این درخت سه چشمه ی اسرارآمیز زیر واقعند:
۱. میمیسبرونر (Mímisbrunnr): چشمه ی خرد که توسط غولی به نام میمیر محافظت می شود. طبق اساطیر، اودین، خدای خدایان، با نوشیدن جرعه ای از آب این چشمه به دانایی دست یافت و در عوض یکی از چشمانش را از دست داد.
۲. اورداربرونر (Urdarbrunnr): چشمه ی سرنوشت که محافظان آن نورن ها (Norns) هستند. آنها که سه خواهر بودند، نیمه ایزدبانوان سرنوشت محسوب می شدند. آنها سرنوشت خدایان، انسان ها و همچنین قوانین تغییرناپذیر گیتی را در کنترل خود داشتند. این سه خواهر: اورد (Urd) "تقدیر"، ورداندی (Verdandi) "جبر" و سکولد (Sculd) "هستی" بودند. با دقت در نام آنها در می یابیم که در اساطیر نورس نیز بر جبرگرایی و تقدیر محتوم تاکید شده است. این چشمه مکان مقدسی بود که خدایان در کنار آن گرد هم می آمدند.
۳. هورگلمیر (Hvergelmir): دیگ خروشان، که سرچشمه ی رودها است.
در این درخت، چهار گوزن از شاخه ای به شاخه ی دیگر می روند و جوانه های آن را می خورند و به گونه ای برای ایگدراسیل آفت به شمار می آیند. این چهار گوزن، می توانند نماد بادهای چهارگانه باشند.
مورد بسیار جالبی که در مورد ایگدراسیل وجود دارد، تثلیث عقاب، مار و سنجاب است! عقاب که به اعتقاد برخی همان اودین است بر فراز این درخت قرار دارد و جهان های نه گانه زیر اوست. در پای درخت نیز نیدهاگ (Nidhogg) مار غول پیکر ( و در برخی منابع اژدها) قرار گرفته که با جویدن عمیق ترین ریشه ی آن که در نیفل هایم قرار دارد در صدد نابودی ایگدراسیل است. او با عقاب ذکر شده در پیکار است و راتاتوسک سنجاب، خبرکش بدنام، مدام طول درخت را طی می کند تا پیغام های کینه توزانه ی طرفین را به هم برساند. اگر این درخت را انسان فرض کنیم، مار می تواند نماد هوا و هوس و عقاب نماد عقل باشند که میان این دو نیز همواره درگیری و پیکار است.
طبق اساطیر نورس، در راگناروک (Ragnarok) که پایان جهان است، سورت، فرمانروای موسپل هایم ایگدراسیل را به آتش می کشد. جهان های نه گانه در آتش خواهند سوخت و زمین در آب دریا فرو خواهد رفت. نیروهای پلید همگی از بین می روند اما ایگدراسیل نابود نمی شود و دو بشر از جنس نر و ماده به نام های لیف و لیفتراسیر که درون آن پناه گرفته اند، پس از سر بیرون آوردن زمین از آب ها روی آن زاد و ولد خواهند کرد و نسل تازه ی انسان ها از تبار آنها پدید خواهد آمد و البته خدایان رسته از نابودی در راگناروک و نیز، خدایان نوزایی شده همچون بالدر در کنار انسان ها به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی خواهند کرد.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|