تبليغاتX
ارباب قصه ها

به پست قبلی یک بخش جدید در رابطه با علیرضا زرین دست اضافه شده است.
Balatarin | +  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:36  توسط آخرین شوالیه 


برخي مي گويند سينماي ايران را بايد به دوران پيش از کيميايي و بعد از آن تقسيم کرد. اما سينماي کيميايي نیز به دو دوران پیش و بعد از "خط قرمز" تقسیم می شود.

در دهه های چهل و پنجاه، کیمیایی با آثاری همچون "قیصر"، "رضا موتوری" و "گوزن ها" توانست خود را به عنوان یک فیلمساز کاربلد به سینمای ایران بشناساند. هرچند که برخی درخشان بودن این فیلم ها را مرهون حضور بهروز وثوقی و فیلمبردارانی همچون مازیار پرتو، نصرالله کنی و  نعمت حقیقی می دانند، اما نباید فراموش کرد که کیمیایی در آن روزها فیلمنامه های خوبی می نوشت. فیلم جنجالی "خط قرمز" نیز با حضور بازیگرانی چون سعید راد، ایرن، فریماه فرجامی، جمشید هاشم پور، خسرو شکیبایی و با فیلمبرداری علیرضا زرین دست ساخته شد ولی مجال اکران نیافت.

بعد از فیلم "خط قرمز" به دلایل خاصی (احتمالاْ سیاسی) مسعود کیمیایی در یک سراشیبی قرار گرفت، هرچند که برخی ادعا می کنند او بعد از "خط قرمز" فیلم های خوبی ساخته است ولی اگر اینها را با آثاری همچون "قیصر" و "گوزن ها" مقایسه کنیم در می یابیم که ارزش چندانی ندارند!

کیمیایی سال به سال و دهه به دهه در سراشیبی پیش رفت تا اکنون در حضیض دوران فعالیت خود در سینما قرار بگیرد. متاسفانه تعریف و تمجیدهای سینمایی نویسان طرفدار کیمیایی که بیشتر به مداحی شباهت دارد بیش از هر چیز دیگری در سقوط کیمیایی نقش داشته است. از همه بدتر آنکه به جای کمک کردن به کیمیایی، یکی دو سینمایی نویس همچنان به نوشتن تحمیدیه های سینمایی در مدح کیمیایی ادامه می دهند که نه تنها به سود کیمیایی نیست بلکه میزان خطاهای او را بیشتر می کند.

یکی می نویسد که روزگاری هر فیلم کیمیایی اتفاق مهم فرهنگی، اجتماعی زمان خود می شد و کیمیایی نزدیک به چهار دهه در صدر سینمای ایران قرار داشته است. جای تاسف است که در کشوری همچون ایران با تاریخ چندهزار ساله اش فیلمی همچون "سربازهای جمعه" اتفاق مهم فرهنگی، اجتماعی اش باشد!

دیگری می نویسد که اکنون کیمیایی محبوب ترین فیلمساز است! میزان محبوبیت یک فیلمساز را فروش فیلم هایش نشان می دهد نه نقد عده ای منتقد! بهتر است جدول فروش فیلم های ایرانی را در سال های اخیر مشاهده کنید و ببینید فیلم های کیمیایی بین پرفروش ترین ها در چه رده ای قرار دارند.

در این میان هرکس می خواهد افت فاحش کیمیایی را یادآور شود اینها از حالت مداحی به چماق داری سوویچ می کنند و او را بی نام و نشان تازه رسیده ای می خوانند که می خواهد همه چیز کارنامه ی کیمیایی را به کل منکر شود!

این حضرات بهتر است پاسخ دهند که به جز دهه های چهل و پنجاه، کیمیایی در باقی عمر سینمایی اش کدام فیلم را ساخته که هم وزن آثاری چون "قیصر" و "گوزن ها" باشد؟! آیا غیر از این نیست که فیلمسازان با مرور زمان پخته تر می شوند و آثار بهتری ارائه می کنند؟ چرا این روند در مورد کیمیایی معکوس است؟ هیچ از خودتان پرسیده اید چرا فیلمساز محبوب تان فیلم به فیلم بدتر می شود؟

البته نباید از تعریف و تمجیدهای بیجای این عده ی به اصطلاح منتقد تعجب کرد. وقتی یکی از آنها با پول کیمیایی درباره ی او فیلم می سازد و اصلا از صدقه سری اوست که سری میان سرها درآورده، اگر در مدح کیمیایی نگوید باید تعجب کرد! امثال او چنان مرید کیمیایی شده اند که مثل او طرفدار تیمی شده اند که با حمایت ها و همچنین با مساعدت های دولت، سازمان تربیت بدنی و داوران توانسته تا الان در کورس قهرمانی باقی بماند!

این مریدان در توصیف محنت های استادشان می گویند: "وقت فیلمبرداری هم تنهاست" این حضرات با چنین اظهارنظرهای نسنجیده ای حضور علیرضا زرین دست را در دو ساخته ی اخیر استادشان نادیده گرفته اند این در حالی است که سر صحنه ی فیلمبرداری کارهای کیمیایی حضور دارند و خودشان شاهد تاثیر به سزای زرین دست در فیلم های کارگردان محبوب شان هستند!

طبق شنیده ها، کیمیایی طرح اصغر فرهادی را کنار گذاشته و برای کلید زدن فیلم جدیدش احتمالا یکی دیگر از نوشته های آشفته اش را خواهد ساخت. اگر این شنیده ها صحت داشته باشند باید به مریدان کیمیایی گفت آن اتفاقی که سالها در آرزویش بوده اید حالا حالاها روی نخواهد داد! انتظار آن لحظه ی طلایی را کشیدن، در انتظار گودو بودن است!

متاسفانه کیمیایی مدت هاست که تمام شده است ولی هوادارانش این را نمی پذیرند. کیمیایی فیلمنامه نویس سالها پیش مُرد. کیمیایی کارگردان نیز در کما به سر می برد. آنهایی که تصاویر درخشان فیلم های "حکم" و "رئیس" را به کیمیایی نسبت می دهند بهتر است این دو فیلم را با هجویه ی سینمایی "سربازهای جمعه" - که فیلمبردارش کلاری بود - مقایسه کنند. سربازهای جمعه هم از نظر فیمنامه آشفته بود و هم از نظر تصویری و در تصویربرداری آن هیچ چیز خلاقانه ای دیده نمی شد. اما "حکم" و "رئیس" با وجود فیلمنامه های آشفته شان، به سرنوشت "سربازهای جمعه دچار نشدند چون کیمیایی محتضر با نشستن بر شانه های غولی چون علیرضا زرین دست توانست از تکرار آن فاجعه جلوگیری کند.

به احتمال زیاد، مسعود کیمیایی طبق توصیه ی مریدانش فیلمبرداری ساخته ی جدید خود را به محمود کلاری خواهد سپرد. حتما کیمیایی می خواهد ثابت کند که بود و نبود زرین دست برایش فرقی ندارد. اما از این نکته غافل است که ممکن است با این کار یاد و خاطره ی "سربازهای جمعه" به شکلی فجیع تر زنده شود و دشمنان خالق "قیصر" با دستاویز قرار دادن آن با تمام قدرت به تخریب او بپردازند.!

حتماْ می گویید طرفدار پروپاقرص کناره گیری کیمیایی از سینما هستم! اصلا این طور نیست. کیمیایی فقط به یک دوران فترت احتیاج دارد و البته باید نااهلان را از خود دور کند و در خلوت، به خود بیندیشد و اشتباهاتی که در طول دو دهه ی اخیر انجام داده است، مطمئناْ بعد از سپری کردن چنین دورانی می تواند بازگشت باشکوهی به سینما داشته باشد و همان کیمیایی دهه ی چهل و پنجاه شود.

علیرضا زرین دست و تاثیر شگرف او بر سینمای ایران

علیرضا زرین دست بی شک شایسته ی عنوان جادوگر است. او با تکنیک های منحصر به فرد و ابداعاتش در زمینه ی تجهیزات فیلمبرداری سرآمد تمامی فیلمبرداران حال حاضر سینمای ایران است. همکاری او با کارگردانانی همچون ناصر تقوایی، بهمن فرمان آرا، مسعود کیمیایی، امیر نادری، عباس کیارستمی، مسعود جعفری جوزانی، علی حاتمی، محسن مخملباف، پرویز صیاد و رخشان بنی اعتماد به کارهای آنها وزن و اعتلای خاصی بخشیده است.  مطمئناْ اگر او در اواخر دهه ی پنجاه هالیوود را برای ادامه ی کار بر می گزید، بی شک تا الان به عنوان اولین ایرانی موفق به دریافت جایزه اسکار می شد.

متاسفانه بعضی از فیلمبردارهای ایران با کشاندن دستیاران زرین دست به سوی خود به دزدی تکنیک ها و شیوه های خاص جادوگر سینمای ایران روی آورده اند. اینها نمی دانند که از هر تکنیک و شیوه باید در موقعیت مناسب استفاده کرد و هر صحنه ای فلان حرکت دوربین را نمی طلبد. به عبارتی دیگر، در استفاده از شیوه های منحصر به فردی که زرین دست ابداع کرده خلاقیت خاصی مورد نیاز است که فقط در خود او یافت می شود. اینها که اینچنین به تقلید از زرین دست روی آورده اند آدم را بیشتر یاد داستان "زاغ و کبک" در "تحفه الاحرار" جامی می اندازند!

متاسفانه عده ای از سینماگران ایران که از نظر سینماشناس بودن از زرین دست پایین ترند، از روی حسادت در مصاحبه های خود عتوان می کنند که محمود کلاری بهترین فیلمبردار حال حاضر سینمای ایران است! همین ها، در طول سه دهه ی اخیر با حضور در هیات داوران جشنواره های مختلف، چندين بار مقلدان زرین دست را به عنوان بهترین فیلمبردار برگزیده اند که جای شگفتی بسیار دارد!

در حالی که سینما با نگاتیو معنا می یابد، در جشنواره ی سال ۸۵ محمود کلاری به خاطر فیلمبرداری دیجیتال مورد تقدیر قرار گرفت! اما کسی به تجهیزاتی که زرین دست برای فیلمبرداری اش ابداع کرده کمترین اعتنایی نمی کند. اینها فراموش کرده اند که به مدد پیشرفت تکنولوژی دیجیتال، نوجوانان هم می توانند با دوربین موبایل تصاویر دیجیتال خوب بگیرند! تازه اگر قرار است به خاطر دستاوردهای فیلمبرداری دیجیتال از کسی تقدیر شود، باید از متخصصان و کمپانی های تولید کننده ی ابزار این کار تقدیر کرد نه از یک فیلمبردار!  کاملاْ مشخص است که ضبط تصاویر درخشان روی نگاتیو کار هرکسی نیست.

زرین دست از نظر فنی آنقدر بالاتر از کلاری است که مقایسه ی آنها زیاد عاقلانه نمی نماید. اما کسانی که به انجام چنین کاری اصرار دارند بهتر است آثاری را جهت این امر انتخاب کنند که کارگردان آنها یکی است. بهترین گزینه ی ممکن هم مسعود کیمیایی است.

بسیاری از علاقه مندان به سینما گمان می کنند که درخشان بودن تصاویر دو فیلم اخیر کیمیایی به خاطر درایت اوست و زرین دست با راهنمایی های او چنین بی نقص فیلمبرداری کرده است. هرگز چنین نیست. چون خودم از نزدیک کارهای زرین دست را دیده ام می دانم که هیچ کارگردانی آنقدر به کارش وارد نیست که بخواهد زرین دست را راهنمایی کند. برعکس، این علیرضا زرین دست است که با تسلط بالایش بر سینما Directing the director را به خوبی انجام می دهد! دلیل آنکه کارگردانان مشهور ایران جرات همکاری با زرین دست را ندارند همین امر است. در فیلم های "حکم" و "رئیس" نیز چنین اتفاقی افتاده است و صد البته کاملاْ به سود کیمیایی بوده و زرین دست مثل رفاقت های صمیمانه در فیلم های کیمیایی دوست قدیمی و کارگردانش را از ثبت دو فاجعه ی تصویری نجات داده است.

آن هایی که هنوز فکر می کنند کلاری بهترین فیلمبردار سینمای ایران است توصیه می کنم "سربازهای جمعه" را با "حکم" یا "رئیس" مقایسه کنند. کارگردان هردوی آنها مسعود کیمیایی است و فیلمبرداری متوسط - و در بعضی صحنه ها بد - کلاری را در کنار فیلمبرداری استادانه ی زرین دست در "حکم" و "رئیس" قرار دهید. از لحاظ زیبایی شناسی تصویری کدام فیلم ها بهترند؟ بی تردید آنهایی که زرین دست فیلمبردار آنهاست. او توانسته با درایت خود اجازه ندهد آشفتگی و ضعف فیلمنامه به فیلمبرداری او سرایت کند در حالی که محمود کلاری در "سربازهای جمعه" از انجام چنین کاری ناتوان بوده است.

آنهایی که به ناحق کلاری را در جایگاهی بالاتر از زرین دست قرار داده اند باید بدانند که  "جای چشم ابرو نگیرد گرچه او بالاتر است!"

پی نوشت. "جادوگر" مستندی که رضا درمیشیان درباره ی علیرضا زرین دست ساخته، روز یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ساعت ۱۷:۴۵ در فرهنگسرای ارسباران به نمایش در می آید. اطلاعات بیشتر

Balatarin | +  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:44  توسط آخرین شوالیه  | 


ایگدراسیل، درخت جهان، و پایان کار دنیا.

برای خواندن متن کامل، روی لینک زیر کلیک کنید.


ادامه مطلب...
Balatarin | +  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 11:18  توسط آخرین شوالیه  |